تبليغاتX
هواداران و حامیان همیشگی پوریا پورسرخ
هواداران و حامیان همیشگی پوریا پورسرخ
دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386


 

لطفا نظر بدهید


ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 17:49 توسط : غزاله
یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386



ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 1:5 توسط : غزاله
یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386



ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 1:4 توسط : غزاله
شنبه بیست و ششم آبان 1386


 

لطفا برای دیدن بقیه مطالب به آرشیو مطالب مراجعه فرمایید


ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 0:22 توسط : غزاله
شنبه بیست و ششم آبان 1386


 

نظر فراموش نشه


ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 0:10 توسط : غزاله
جمعه بیست و پنجم آبان 1386



ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 17:29 توسط : غزاله
جمعه بیست و پنجم آبان 1386



ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 17:28 توسط : غزاله
جمعه بیست و پنجم آبان 1386



ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 17:22 توسط : غزاله
جمعه بیست و پنجم آبان 1386



ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 17:21 توسط : غزاله
جمعه بیست و پنجم آبان 1386



ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 17:16 توسط : غزاله
جمعه بیست و پنجم آبان 1386



ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 17:14 توسط : غزاله
جمعه بیست و پنجم آبان 1386


 

تک کلمه ای ها

محل تولد:جردن

سال تولد:۱۳۵۶

قد:۱۸۲

وزن:متغیر بین ۷۵ یا ۸۰

مشخصه: احساساتی

نقطه قوت: پشتکار

نقطه ضعف:عجول

عقل: کل

عشق:دل

ازدواج: مهمترین اتفاق

خانواده: تمام داشته ها

خوشبختی: آرزویی برای همه

عقده: کوچک بودن و عقب ماندن

آرزو:هیچ فقیری نباشد

احساس:خوب نسبت به کودکان و حیوانات

ترس: سرعت

ایمان: حلال مشکلات

مرگ: می ترسم

خاطره: محمد حسین لطیفی

رویا: آرزوی محقق شده

گذشته: پلی برای آینده

آینده: دور برگردان گذشته

خرافات: خنده و شوخی

قول: آخر بد قولی

فال قهوه: هیچی

فصل: تابستان

ماه: تیر

روز: ۴

کشور: ایران

شهر:  تهران

محله: جردن

دوست: کم دارم ولی خوبش

سفر: عالی

لباس: بهم بیاد

عطر: لاگر فیلد

رنگ: سیاه و سبز

حیوان: سبز

میوه: هندوانه

پول: چقدر می خواهی

شغل: بیکار

اسم: ایلیا

سیاست: بیشتر از مرگ ازش می ترسم

کتاب: تاریخی

نشریه: زرد

فیلم: ترس اولیه

سریال: وفا

خواننده: گروه آریان

آهنگساز: علی کهن دیری

نویسنه: پائولو کوئیلو

شاعر: احمد شاملو

فیلمساز: محمد حسین لطیفی

اولین نقش: فرهاد(فرار بزرگ)

بهترین نقش: ژوبین پناهی


ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 17:6 توسط : غزاله
جمعه بیست و پنجم آبان 1386



ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 4:12 توسط : غزاله
جمعه بیست و پنجم آبان 1386



ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 4:11 توسط : غزاله
جمعه بیست و پنجم آبان 1386



ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 4:6 توسط : غزاله
جمعه بیست و پنجم آبان 1386



ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 4:0 توسط : غزاله
جمعه بیست و پنجم آبان 1386



ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 3:56 توسط : غزاله
جمعه بیست و پنجم آبان 1386


 

دوران کودکی

پوریا در کودکی بسیار شر و شیطان بوده. البته با همه این تفاسیر درس هایش عالی بوده. از بس که درس هایش خوب بود به سادگی وارد دانشگاه شد. او بر خلاف عقیده والدینش رشته تحصیلی اش را انتخاب کرد. علاقه زیاد او نسبت به رشته تحصیلی اش آنقدر بود که بعد از گذراندن چند ترم وارد بازار کار شد.حتی بعد از اخذ مدرک کارشناسی ارشد مدتی را برای کار در خارج از کشور گذراند و همزمان به تحصیل ادامه داد. از آنجا که پدرش در شرکت نفت بوده است. دوران دبستان را در شهر های مختلف به خصوص شهرهای جنوبی به سر برد. دوران راهنمایی در مدرسه شهید باهنر تهران و دوران دبیرستان را در مدرسه رازی گذارند. دوران لیسانسش را در دانشگاه آزاد شیراز که آخرین سال تحصیلی اش رتبه سوم را به دست آورد. دوران فوق لیسانس را در تهران گذارند که باز هم با رتبه سوم فارغ التحصیل شد.

  کیس مناسب برای ازدواج

پوریا که دهه سوم زندگی اش را می گذراند، هنوز مجرد می باشد و به همراه خانواده اش در جردن زندگی می کند. هنوز برای ازدواج تصمیمی نگرفته، علت اصلی این تصمیم را هم شرایط فعلی مد شده در بین جوانان اعلام می کند. به نظر او در این دوره مد شده، اتومبیل شما چیست؟ منزلتان کجاست؟ کجا مسافرت می روید؟ این سوال ها بین دختر و پسرها مد شده آدم به آسودگی نمی تواند کیس مناسب خود را پیدا کند. پوریا می گوید:به محض اینکه کیس مناسبم را پیدا کردم که اگر از همه جهات با هم هماهنگی و تفاهم داشتیم مطمئن باشید معطل نمی کنم به نظر او که در محله جردن می نشیند اصلا مرزبندی های بالای شهر و پایین شهر بی معنی است.

 پشتکار در کار

او قبل از اینکه در سریال وفا بازی کند همزمان با ورودش در مقطع دکترا پیشنهاد بازی در سریال فرار بزرگ را پذیرفت و با این کار وارد حرفه بازیگری شد پوریا به خاطر اینکه هم درس می خواند و هم کارش را که مربوط به رشته تحصیلی اش می شد را انجام می داد و از سوی دیگر وارد عرصه بازیگری شده بود شبانه روز وقت گذاشت تا بتواند به خوبی از عهده کارهایش بر آید به قول خودش حتی در ۲۴ ساعت هم وقت کم می آورد. اما پشتکارش واقعا عالی و مثال زدنی بود.

 خداحافظی از سینما

از دید او سینما و تلویزیون بی رحم هستند. خیلی ها جزو سوپر استارهای سینما بوده اند و بار سینما را به دوش کشیده اند اما حالا با بی مهری مواجه شده اند و خدا می داند آخر و عاقبت من چه خواهد شد. اما من هر لحظه خودم را برای خداحافظی از سینما و تلویزیون آماده کرده ام  و همیشه و هر لحظه که بخواهم می توانم این کار را بکنم. من به این حرفه به عنوان شغل در آمد زا نگاه نمی کنم و دلبستگی ام به خاطر علاقه به هنر است نه چیز دیگر. اما به هر حال من برای بهتر شدن کارم در هر زمان تلاشم را انجام می دهم.

 دوستان صمیمی

از دوستان صمیمی اش که نقش به سزایی در زندگی اش ایفا کرده غلامحسین لطیفی است که در سریال فرار بزرگ به پیشنهاد اوایفای نقش فرهاد راپذیرفت که این آشنایی به همکاری پوریا با آقای لطیفی در وفا و صاحبدلان انجامید. این دوستی و آشنایی آنقدر پیش رفته که حتی در رابطه با مسائل خصوصی زندگی اش پیش از خانواده اش با آقای لطیفی مشورت می کند.


ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 2:16 توسط : غزاله
پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386



ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 2:44 توسط : غزاله
پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386



ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 2:40 توسط : غزاله
پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386



ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 2:23 توسط : غزاله
پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386



ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 2:10 توسط : غزاله
پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386


لطفا نظر بدهید
ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 2:1 توسط : غزاله
پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386


با عرض معذرت اشتباهی در آدرس روی عکس ها پیش آمده است لطفا برای ورود به سایت به جای پرشین بلاگ.آی آر از بلاگفا.کام استفاده کنید.


ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 1:51 توسط : غزاله
پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386



ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 0:31 توسط : غزاله
چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386
مصاحبه کوتاه

۱۰کیلو

حبیب رضایی درس خوبی به من داد. او می گفت: اینکه چقدر برای نقشت زحمت کشسیده ای مهم نیست، بلکه بیننده فقط نتیجه را می بیند و این بازی توست که اهمیت دارد. پس، اینکه می خواهم از مصائب مربوط به ایفای نقش رضا بگویم صرفا جهت اطلاع رسانی است و گرنه منتی برسرکسی نمی گذارم و به عنوان بازیگر وظیفه داشتم تا کارم را درست انجام دهم. به خاطر نقش رضا ده کیلو به وزنم اضافه کردم. البته چاق شدن برای من سخت نیست، ولی بازگشت به وزن قبلی، برایم سخت است. 

لهجه

آبادان که بودیم، کمتر کسی به اندازه من با بچه های خونگرم آنجا ارتباط برقرار می کرد. فهمیدم بسیاری از فیلم هایی که در مورد خرمشهر ساخته شده را نپسندیده اند زیرا لهجه به کار گرفته شده در آن فیلم ها دور از لهجه واقعی مردم این منطقه بوده است. به همین خاطر شروع کردم به یاد گرفتن. می پرسیدم و تمرین می کردم. گوش می دادم و نسبت به جزئیات دقیق بودم. حتی فهمیدم که میان لهجه آبادانی با خرمشهری نیز تفاوت هایی وجود دارد. مثلا اینکه خرمشهری ها برخی حروف را (مثل اعراب) بیشتر از ته حلق می گویند.

اگر به جای لطیفی کارگردان دیگری روز سوم را می ساخت، آیا پوریا باز هم به همین خوبی بازی می کرد؟

خیر،زیرا آقای لطیفی توانایی خاصی در بازی گرفتن دارند و از سویی دیگر ایشان من و قابلیت هایم را به طور کامل می شناسد.

آقای منتقد

همیشه دنبال این بوده ام که دربرخوردهایم با دیگران محترمانه باشد. یعنی دوست دارم قضایا بدون دلخوری حل شوند. اما وقتی که هر کسی فقط خودش را می بیند، چه کار میتوان کرد؟ مثلا چندی پیش منتقدی آمد نزد من و سناریویی داد که بخوانم. گفتم: آقای فلانی این متنی که نوشته اید از دید من فوق العاده ضعیف است و بهتر آن است که قید ساختن آن را بزنید. بعد جناب منتقد رفت و در وبلاگش و برخی مجلات علیه من نوشت. وقتی منتقدان ما اینگونه اند، وای به حال بقیه.

۷ ساال صبر و تحمل

۷ سال پیش آموزش بازیگری را آغاز کردم. اگر واقعا قرار بود که با رشوه و باج بالا بیایم، ۷ سال چقدر برای یک بازیگر جوان ارزشمند است. پس کسی که بهترین سالهای عمرش را قربانی صبر می کند تا نوبتش برسد خیلی کودکانه خواهد بود اگر فکر کنیم که او به مطبوعات زرد پول می دهد تا عکس و خبرش را روی جلد کار کنند.

خداحافظی موقت

هر چه دارم از وفا و صاحبدلان است. پس اگر ر سینما به جایی رسیده ام آن را مدیون تلویزیون می دانم. اما به دلایلی قصد دارم تا پس از شکرانه با تلویزیون خداحافظی کنم. البته این خداحافظی دائمی نیست و ۴،۳ ساله است.

حتی اگر در سینما کار نداشته باشی هم به تلویزیون نمی آیی؟

تا ۴،۳ سال خیر، حتی اگر لطیفی هم سریال بسازد نمی آیم.

سریال ساعت شنی را هم در نوبت پخش داری؟

بله،نقشی است کوتاه که آن را به احترام آقای بهرامیان(کارگردان) ایفا کردم، زیرا آن موقع که هنوز بازیگر نشده بودم، کمک های زیادی به من کردند.

 


ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 23:55 توسط : غزاله
چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386



ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 5:35 توسط : غزاله
چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386
مصاحبه کوتاه

 

شناسنامه

پوریا پورسرخ متولد۴/۴/۱۳۵۶ در تهران است. چند سالی می شود که در جردن زندگی می کنند. مجرد می باشد. دو خواهر به نام های پگاه و پانته آ دارد و یک برادر به اسم رضا. خودش هم فرزند اول خانواده است. دیپلمش را در رشته تجربی گرفت و بعد وارد دانشگاه شد و در رشته اصلاح نباتات لیسانس گرفت. فوق لیسانس او مربوط می شود به فیزیولوژی گیاهی و قصد دارد این رشته را تا اخذ مدرک دکترا ادامه دهد.


ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 5:32 توسط : غزاله
چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386



ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 5:17 توسط : غزاله
http://i1.tinypic.com/8fn2po1.jpg

.: http://pooriapoorsorkh.blogfa.com :.

.: هواداران و حامیان همیشگی پوریا پورسرخ :.

وبلاگ <-BloId-> »

تبادل لینک و لوگو »

برای تبادل لینک و لوگو در قسمت نظرات کامنت بگزارید

Nazanin Studio

JavaScript Codes JavaScript Codes


Javascripts


JavaScript Codes JavaScript Codes JavaScript Codes JavaScript Codes JavaScript Codes

.: http://pooriapoorsorkh.blogfa.com :.

.: هواداران و حامیان همیشگی پوریا پورسرخ :.

وبلاگ <-BloId-> »

تبادل لینک و لوگو »

برای تبادل لینک و لوگو در قسمت نظرات کامنت بگزارید

JavaScript Codes
JavaScript Codes